ی کار احمقانه ای دارم در شغل تابستونه امسال. وقتی نگاه مانیتور میکنم که کارمو شروع کنم انگار دارم گوشت تن خودمو میخورم. حالم بده اصلا. کارم ویش نمیره
برچسب: احمقانه,
نویسنده: ماهان حسینی
ی کانال زدم تو تلگرام همینجوری تمرینی ولی خوشم اومد از کانال. حالا نمیدونم نگهش دارم و به جای اینجا اونجا مطلب بنویسم یا اینکه ننویسم. بیشتر از این میترسم که آزادی اینجا نوشتن از دست بدم. اینجا هر چی هست مینویسم ولی بعیده اونجا بشه اینقدر راحت بود.
برچسب: کانال,
نویسنده: ماهان حسینی
مرگ ققنوس را باور مکن. #مریم_میرزاخانی
انسانها در سوگ سایر انسانها تنها برای دردهای خود مینالند نه برای آنچه بر سر دیگران آمده است. من تا بحال تا به این اندازه احساس غربت نکردم که در سوگ میرزاخانی. گویی همه آنچه بر سر اون آمده مرا هم با خود برده است. غیر تسلیم و رضا کو چاره ای
برچسب: ققنوس,
نویسنده: ماهان حسینی
برچسب: گاهی,
نویسنده: ماهان حسینی
ی زمانی فکر میکردم کل دنیا منتظر هست که من بیام اینجا ی چیزی بنویسم. بعد خیلی از نوشته هام مخاطب خاص داشت
الان که مطمئن هستم اینجا قبرستون خاطرات و مزخرفات خودمه دیگه اینجور نیست. منتها این شعر واقعا منو پرت میکنه به اون زمانها
لاف عشق و گله از یار زهی لاف دروغ
عشق بازان چنین مستحق هجرانند
مگرم چشم سیاه تو بیاموزد کار
ورنه مستوری و مستی همه کس نتوانند
برچسب: مخاطب,
نویسنده: ماهان حسینی
برچسب: ایمان,
نویسنده: ماهان حسینی